مَنهای من
مِـنهای من
مِن و مِنهای من
.
.
مکث کرد
سیگاری گیراند
مکث کرد
.
ستارههای کردستان را شمرده باشد
آرزو کرده باشد
آنوقت آنجا بوده باشی و
نامش را فراموش کرده باشی
.
دربان گفت شما آدم خوبی هستید
خندید
مادر هنوز زنده بود
.
گربهها گریه نمیکنند
دنبال ِ هم میدوند
تا جایی که پیدا نباشند
گربهها گریه نمیکنند
.
یقهاش را چسبیدم
میلرزید
هوا تاریک بود
.
صدای حمام ِ شیشهای
نور تا درگاه ِ اتاق میرسد
تا چند سال بعد که شبی سرزده بیاید
.
خرابه
آفتاب
چوبی روی خاک نقش میکشید
.
شما بازیگرید؟
چطور؟
فرق ندارد. هستید؟
نه
.
پس چه هستید؟
دنبالم تا ایستگاه آمده بود
نمیدانستم
.
امن یجیب المضطر اذا دعاه
و یکشف السوء
.
کفشهای پاره
مرغابیها بال میزدند
.
تماس با مشترک مورد نظر امکانپذیر نمیباشد
لطفن مجددن شمارهگیری نفرمایید
بوق
.
چراغ سبز شد
قوچ سرش را از بارها بیرون کرده بود
نگاه میکرد و دور میشد
.
.