مَنهای من
مِـنهای من
مِن و مِنهای من
.
.
مکث کرد
سیگاری گیراند
مکث کرد
.
ستارههای کردستان را شمرده باشد
آرزو کرده باشد
آنوقت آنجا بوده باشی و
نامش را فراموش کرده باشی
.
دربان گفت شما آدم خوبی هستید
خندید
مادر هنوز زنده بود
.
گربهها گریه نمیکنند
دنبال ِ هم میدوند
تا جایی که پیدا نباشند
گربهها گریه نمیکنند
.
یقهاش را چسبیدم
میلرزید
هوا تاریک بود
.
صدای حمام ِ شیشهای
نور تا درگاه ِ اتاق میرسد
تا چند سال بعد که شبی سرزده بیاید
.
خرابه
آفتاب
چوبی روی خاک نقش میکشید
.
شما بازیگرید؟
چطور؟
فرق ندارد. هستید؟
نه
.
پس چه هستید؟
دنبالم تا ایستگاه آمده بود
نمیدانستم
.
امن یجیب المضطر اذا دعاه
و یکشف السوء
.
کفشهای پاره
مرغابیها بال میزدند
.
تماس با مشترک مورد نظر امکانپذیر نمیباشد
لطفن مجددن شمارهگیری نفرمایید
بوق
.
چراغ سبز شد
قوچ سرش را از بارها بیرون کرده بود
نگاه میکرد و دور میشد
.
.
5 comments:
چراغ سبز است از زندگی بگذر.
متن های من / منهای من!
چشم روی چشم میرود. راه روی راه
تا چند سال بعد که شبی سر زده بیاید
Minus, minus
What remains
Silence
همون سه خط اول کافی بود تا دلم بخواد برات بنویسم که یاد عموی فرانسوی ام پرور افتادم که بازی هایش اینچنین مثل تو اجازه ترجمه به ادم نمیدهد . ..او هم مثل تو زیرکانه کلمه ها را در اختیار میگرفت ...ممنون . بیشتر به خاطر همان اول
Post a Comment