Thursday, April 05, 2007

what if GOD was one of us


مَن‌های من
مِـنهای من
مِن و ‌مِن‌های من
.
.
مکث کرد
سیگاری گیراند
مکث کرد
.
ستاره‌های کردستان را شمرده باشد
آرزو کرده باشد
آن‌وقت آنجا بوده باشی و
نامش را فراموش کرده‌ باشی
.
دربان گفت شما آدم خوبی هستید
خندید
مادر هنوز زنده بود
.
گربه‌ها گریه نمی‌کنند
دنبال ِ هم می‌دوند
تا جایی که پیدا نباشند
گربه‌ها گریه نمی‌کنند
.
یقه‌اش را چسبیدم
می‌لرزید
هوا تاریک بود
.
صدای حمام ِ شیشه‌ای
نور تا درگاه ِ اتاق می‌رسد
تا چند سال بعد که شبی سرزده بیاید
.
خرابه
آفتاب‌
چوبی روی خاک نقش می‌کشید
.
شما بازیگرید؟
چطور؟
فرق ندارد. هستید؟
نه
.
پس چه هستید؟
دنبالم تا ایستگاه آمده بود
نمی‌دانستم
.
امن یجیب المضطر اذا دعاه
و یکشف السوء
.
کفش‌های پاره
مرغابی‌ها بال می‌زدند
.
تماس با مشترک مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد
لطفن مجددن شماره‌گیری نفرمایید
بوق
.
چراغ سبز شد
قوچ سرش را از بارها بیرون کرده‌ بود
نگاه می‌کرد و دور می‌شد
.
.

5 comments:

Anonymous said...

چراغ سبز است از زندگی بگذر.

Anonymous said...

متن های من / منهای من!

Anonymous said...

چشم روی چشم میرود. راه روی راه
تا چند سال بعد که شبی سر زده بیاید

Anonymous said...

Minus, minus
What remains
Silence

Anonymous said...

همون سه خط اول کافی بود تا دلم بخواد برات بنویسم که یاد عموی فرانسوی ام پرور افتادم که بازی هایش اینچنین مثل تو اجازه ترجمه به ادم نمیدهد . ..او هم مثل تو زیرکانه کلمه ها را در اختیار میگرفت ...ممنون . بیشتر به خاطر همان اول