تابستان
زنی بود با نگاه اناری و طعم بکر ساده دلی
با چتر بسته و صورت خیسی که دستفروشها جارش می زدند
در همان خیابان که روسپیان شهریور را به اغوای بوسه ای بر باد می دادند
همان جا که باران هایش خیس بود و
بوی شب و انار و جاودانگی
زنی بود با نگاه اناری و طعم بکر ساده دلی
با چتر بسته و صورت خیسی که دستفروشها جارش می زدند
در همان خیابان که روسپیان شهریور را به اغوای بوسه ای بر باد می دادند
همان جا که باران هایش خیس بود و
بوی شب و انار و جاودانگی
امسال
شاید سیبی بالا بیاندازم
یا انارم را مچاله کنم
شاید سیبی بالا بیاندازم
یا انارم را مچاله کنم