اگر شباهت به اعتبار ِ آخرش اشاره کند
و ترجیح، فعل ِ خاص ِ بازار شود
تو آن بیاختیار ِ سیال ِ ناگهانی
مثل ِ پریدن از نگرانی
مثل ِ خواب ِ پیش از لبهی آبشار
.
اگر نباشد رنگینکمان ِ شما
آسمان نباشد
هیچوقت نپاشد
ابر ِ خیس، خود را به خشکی زد
که این، طور ِ تو است بر رسم ِ دنیای وارونه
.
اگر به جای تو، هر بار ِ نشسته
پاییز ِ هر ماه ِ خسته به نیمهراه ِ خود شنا کند
و آفتاب با آخرین توانش
به اعتبار ِ تمامش
تماشا شود
مثل ِ آفتاب بتابد
مثل ِ آفتاب پرواز کند
درخت ِ خشک ِ حیاط ام
که نداشته از جا برداشتهای
بر چشمت گذاشتهای
تا زمین ببارد
.
اگر مفهوم رفتن متعدی شود
ترا رفته باشم ولی
نرفته باشی
لازم است اشاره شود به جادهای که در یک قایق جا شود
لازم است آهنگی غمناک شنیده شود
و هنوز تنها تو
تنها
در آن باشی
.
.